loading...
گیلان کده
عرفان زادفلاح بازدید : 475 1395/11/02 نظرات (0)

می گویند دختر رحمت است و کلید باز شدن درهای بهشت و پیامبر(ص) فرموده اند: دختر ریحانه است‌.

دين اسلام را از اين جهت بايد برترين و كامل ترين دين دانست چرا كه دختران را از زنده به گور شدن و استثمار ابزاري به جايگاهي همچون كوثر آل محمد(ص) مبدل ساخت و ارزش هاي حقيقي دختران را براي همه جهانيان تبيين كرد  . دختران كه پاك ترين و معصوم ترين عضو جامعه بشري هستند در اعصار و جوامع مختلف همواره تحت كوته بيني ها و فرومايگي انسان هايي با افكار پليد و سطحي نگر به مشكلات  عديده اي دچار مي شدند امروز جايگاهي والا در جامعه براي خود كسب كرده و بعنوان نسلي موفق و پويا در جامعه به ايفاي نقش سازنده خود مي پردازند.

نامگذاري روز ميلاد حضرت فاطمه معصومه (س) ، خواهر بزرگوار حضرت امام الرئوف علي بن موسي الرضا(ع) بعنوان روز گراميداشت مقام دختر نقطه عطفي در رشد و بالندگي هر چه بيشتر جامعه دين محور ايران و به تبع آن جامعه جهاني بود  .
شناخت جايگاه والاي دختران در جامعه و نقش كليدي و مهمي كه در سال هاي پيش روي آنان به واسطه رشد فكري و البته به سبب مبدل شدن به مادراني كه مي بايست نسل آينده جامعه را پرورش دهند خود از فضيلت هايي است كه بايد مورد توجه خاصي قرار گيرد .
دختران جامعه ايراني اسلامي به سبب الگوپذيري ديني خود از شخصيت هاي والايي همچون حضرت زهرا(س) همواره با توجه به نقش سازنده شان موجب رشد و ترقي جامعه شده  و در بزنگاه هاي مهمي اين نقش را بخوبي ايفا كرده و به حضور پررنگ در جامه افتخار مي كنند  .
حضوري كه با همه تلاش ها و زحمات بسيار خود مسيري رو به شكوفايي و نيز صعودي به سمت همه آمال و آرزوهاي برجسته بشريت را در پي خواهد داشت.
دختراني كه در جامعه ما  چنين جايگاه ارزنده‌اي را به خود اختصاص داده اند امروز دوشادوش يكديگر عرصه هاي مهم علمي ، فن آوري و ورزشي را يكي پس از ديگري فتح كرده و با تلاش روز افزون خود چهره اي متفاوت از دختران ديگر جوامع بشري را به نمايش گذاشته اند.اما...

 

 

این موضوع نه سیاه نمایی است و نه بزرگنمایی.استفاده 27درصدی از ظرفیت علمی و رتبه 92 نابرابری جنسیتی در بین 146 کشور ، پرده از یک واقعیت مهم اجتماعی برمی دارد این که زنان ایرانی با همه پتانسیل و توانایی که دارند جایگاه و نقش مهمی در جامعه ندارند.مشکل کجاست؟

حقیقت این است که زن و مرد از نظر حقوق اجتماعی استعداد و لیاقت یکسانی دارند و باید به یک اندازه بهره ببرند. اثرگذاری هر دو جنس نیز در جامعه به یک اندازه است اگر تفاوتی هم وجود دارد باید در نوع استعداد افراد باشد و جنسیت نمی تواند عامل تبعیض باشد اما آنچه که ما مشاهده می کنیم این ا ست که در طول تاریخ واقعیت جایگاه زنان با حقیقت آن فاصله بسیاری داشته و همین موضوع باعث شده است که زنان تا به امروز نتوانند جایگاه خود را در جامعه به درستی پیدا کنند. به عقیده من این مساله علل و عوامل متعددی دارد. اولین عامل و مهمترین آن خود زنان هستند. زنان و دختران باید این باور را داشته باشند که اثر گذار هستند و شایستگی لازم را دارند و از حقوق مساوی با مردان برخوردارند. این خودباوری در جامعه زنان به حد لازم و درخور نرسیده است. این خودباوری صرفا حضور در مجامع و سخنرانی نیست.
اگر زنان معتقد باشند هیچگونه تفاوتی با مردان در اثرگذاری برجامعه ندارند در تقسیم وظیفه اجتماعی حضور پیدا می کنند. این دیدگاه باعث می شود جامعه نیز زنان را نپذیرد و در مقابل آن دافعه داشته باشد. جامعه نیز در عقب ماندن زنان از جایگاه واقعی شان مقصر است. هنوز هم برای جامعه قابل تصور نیست زنی مدیر بخشی شود. برخی حتی حضور زنان در مناصب را دون شان آنها می دانند.

بسیاری از مدیران بر این باورند که زنان شایستگی لازم برای تصدی جایگاه های بالای سازمانی را دارند؛ اما بیش از 80 درصد آنان مدیریت را کاری مردانه می دانند و بیش از 50 درصد چنین می اندیشند که مردان در کارهای مدیریتی موفق تر از زنان اند و خلاقیت بیشتری نشان می دهند. نتیجه نظرخواهی از 50 مدیر سطح بالای سازمان ها نشان می دهد در انتخاب افراد  در رده های شغلی بالاتر  در میان زنان و مردان  با تحصیلات و تجربه مساوی مردان را ترجیح می دهند این در صورتی است که بیشتر آنها  بر انضباط و وظیفه شناسی و تعهد بیشتر زنان نسبت به مردان  تاکید داشتند و نیمی از آنان از کارکنان زن راضی تر بودند. بر این اساس می توان گفت که موانع موجود در مسیر ارتقاء زنان به مناصب بالای مدیریتی بیش از آنکه خصلت قانونی داشته باشد از منظر نگرشی قابل بررسی است.

جامعه براساس باور قدیمی هنوز زن را جنس ضعیف می داند و ضعیفه را در ادامه این روند تقویت می کند نگاه مردسالارانه در همه جامعه ما سایه افکنده و این باعث شده همه مسائل با معیارهای مردانه سنجیده شود. ما یک روز از کلماتی مانند زن ذلیل استفاده می کنیم و با بیان این کلمه می خواهیم بگوییم زنان در مدیریت خانواده برتر هستند اما روز دیگر او را صرفا برطرف کننده نیاز جنسی می دانیم.
وقتی می گوییم در مدیریت خانواده برتر است و او را سالار می دانیم اما وقتی همین سالار به مرز طلاق می رسد بیشترین آسیب را می بیند. همیشه می گوییم زن و مرد هردو پنجاه پنجاه هستند اما وقتی اختلافی میانشان می افتد بیشترین آسیب برای زن است. این همان نگاه ابزاری به زن است. قانون و ساختار اجتماعی مسوول کنترل نگاه اجتماعی است که همچنان روی جنس زن وجود دارد و تلقی ضعیف از زن را ترویج کرده است. خانواده ها در این میان بزرگترین نقش را داشته اند.

تا چندین سال پیش زنان اجازه درس خواندن نداشتند هنوز ریشه های همان تفکر باقی است و این تفکرات در رسانه ها هم وجود دارد. چراکه رسانه را افرادی می گردانند که در همین آموزش و پرورش تحصیل کرده اند و با این نوع تفکرات انس دارند. متاسفانه رسانه تاثیرگذاری چون تلویزیون هم در این زمینه به درستی عمل نکرده است. برای همین فضا در دست رسانه های بیرونی و ماهواره افتاده که زن را عاملی برای خیانت نشان می دهند که این ظلم به زنان است.

 

ارسال نظر برای این مطلب

کد امنیتی رفرش
اطلاعات کاربری
  • فراموشی رمز عبور؟
  • پیوندهای روزانه
    آمار سایت
  • کل مطالب : 828
  • کل نظرات : 21
  • افراد آنلاین : 11
  • تعداد اعضا : 100
  • آی پی امروز : 139
  • آی پی دیروز : 241
  • بازدید امروز : 655
  • باردید دیروز : 992
  • گوگل امروز : 0
  • گوگل دیروز : 0
  • بازدید هفته : 6,496
  • بازدید ماه : 24,965
  • بازدید سال : 126,976
  • بازدید کلی : 12,063,613